کلبه تنهایی
ازین احساس بیزارم،ازین تکرار بی فردا
نظرات شما عزیزان:
از ینکه حس کنم یک عمر،بشم غرق تو بی پروا
دارم حس میکنم هر دو،دچار بهت تردیدیم
شاید باور کنم یک روز،به عشقه دیگه درگیریم
نه میتونم که رویامو،به فردای تو بسپارم
نه اینکه ترک کنم عشقی،که به چشمات میسپارم
ما هردو این روزا بدجور،اسیر وهم احساسیم
تظاهر میکنیم هردو،که با هم غرق احساسیم
ازین رویایه بی وقفه،ازین تکرار میرنجیم
ما داریم هرنفس عشقو،با این تردید میسنجیم
ازین احساس پر ابهام،یه جوری سخت میترسیم
بشیم در گیر عشقی نو،ازین باور چه در ترسیم
نه میتونم کنار تو،بسازم طرحی از رویا
نه میتونم بذارم که،رها شی با غم دنیا
داری از دست میریو،دارم پرپر میشم هرشب
یه کاری کن که برگرده،تب دیونگیم امشب
تو این بیراهه بن بست،یه راهی پیش روم وا کن
منو درگیر این حس کن،بیا با من مدارا کن
نه اینجوری نمیتونیم،نرفته مقصد هم شیم
باید واسه پرستیدن،من و تو معبد هم شیم
پاسخ:قابلتو نداره داداش
در اتاقم را نيمه باز گذاشته ام
مبادا بيايد
و من از انتظار مرده باشم
و او پشت دربماند،
اسفند كه هيچ،
فروردين را هم برايش دود كردم
و او نيامد...
پاسخ:پرنده که رفت بگذار برود هوای سرد بهانه است هوای دیگری به سر دارد......
که همیشه فکر می کردم در قلب تو محکومم…….
به حبس ابد!!
به یکباره جا خوردم…..
وقتی زندانبان به یکباره بر سرم فریاد زد….
……هی…
تو….
آزادی!….
و صدای گام های غریبه ای که به سلول من می آمد...!
(تصادفی اومدم به وبت..
به وب منم یه سر بزن...
اگه دوست داشتی تبادل لینک داشته باشیم!!!)
سلام کاکام کم پیدایی؟
Design By : dashtchat.ir |